کار اهل الله را طعن از کسی زیبنده نیست
هرچه خواهد میکند عارف کسی را بنده نیست
درد بیدردی عجب دردی است ضعف طرفهای است
صاحب این درد گویا در حساب زنده نیست
طفل چون آید به عالم گریهاش دانی چراست
وسعت این دور میبیند که جای خنده نیست
از پی هر صید لاغر عمر خود ضایع مکن
ز این کمان چون تیر بیرون جست باز آینده نیست
بس که مردم را خیال ماسوا دل برده است
هیچ کس از فعل زشت خویشتن شرمنده نیست
آسمان غربال پر آبی است اما قطرهای
تا نخواهد صاحب غربال، زان ریزنده نیست
سر فروکش در مرقع، سیر را پوشیده کن
چیست در عالم، سعیدا کان درون جنده نیست؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به موضوعات عرفانی و فلسفی میپردازد. در آن به نقد رفتارها و ذهنیتهای انسانها اشاره میشود و بیان میکند که کارهای اهل الله، که به پیروان عرفان و رهبانیت اشاره دارد، قابل طعن و سرزنش نیست. همچنین به احوالات بشری و دردهای درونی اشاره میکند، به ویژه دردهایی که ناشی از بیتوجهی به خود و مسائلی مانند بیخویشتنداری است.
شاعر بر این نکته تأکید میکند که انسانها به دنبال چیزهای بیارزش هستند و از اعمال ناپسند خود شرمنده نیستند. در نهایت به نوعی دعوت به خودآگاهی و رهایی از دنیا و خواستههای سطحی و مادی دارد. بعبارتی میگوید که در زیر ظاهر باید به عمق وجود خود و ویژگیهای واقعیمان بپردازیم.
هوش مصنوعی: هیچکس حق ندارد به کارهای اهل خدا طعنه بزند، زیرا عارف به هر نحو که بخواهد عمل میکند و هیچکس نمیتواند او را به بندگی بگیرد.
هوش مصنوعی: درد بیدردی واقعاً درد عجیبی است. احساس ضعیفی وجود دارد، به طوری که به نظر میرسد کسی که این درد را تجربه میکند، در واقع در شمار زندهها نیست.
هوش مصنوعی: زمانی که نوزاد به دنیا میآید، گریهاش به دلیل این است که در این جهان وسیع، جایی برای خوشحالی و خندیدن نمیبیند.
هوش مصنوعی: برای دنبال کردن هر شکار ضعیف، عمر خود را هدر نده. مثل اینکه تیر از کمان رها شده، دیگر فرصتی برای بازگشت نیست.
هوش مصنوعی: به خاطر خیالات و افکار خود، مردم آنچنان غرق در دنیا و امور غیرضروری شدهاند که هیچکس از کردار ناپسند خود شرمنده نیست و همه به کارهای زشت خود توجهی ندارند.
هوش مصنوعی: آسمان مانند غربالی از آب آبی است، اما تا زمانی که صاحب آن غربال نخواهد، هیچ قطرهای از آن نمیچکد.
هوش مصنوعی: سر خود را در لایهای از پارچه فرو ببر و در سیر و سلوک خود دقت کن. در این جهان چه چیزی وجود دارد، ای سعید، که در درون آن، چیز ناخوشایندی نهفته نیست؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ماه تابانست و همچون روی تو تابنده نیست
ابر بارانست و همچون چشم من بارنده نیست
پیش رفتارت نیاید راه کبکم در نظر
گر رونده هست، لیکن همچو تو آینده نیست
حور بسیار است، دل بردن نیارد همچو تو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.