گنجور

 
صائب تبریزی

در لباس از سینه تفسیده آهی می کشم

شمع فانوسم نفس در پرده گاهی می کشم

گرچه از مشق جنون افتاده ام چون خامه باز

کار هر جا بر سر افتد مد آهی می کشم

صحبت خلق است مجنون مرا بر دل گران

خویش را از کام شیران در پناهی می کشم

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
صائب تبریزی

از دل چون سرمه خود میل آهی می کشم

خویش را در گوشه چشم سیاهی می کشم

از حجاب عشق صد زخم نمایان می خورم

تا ز چشم شرمگین او نگاهی می کشم

گرچه دارم چون گل از تخت سلیمان تکیه گاه

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه