گنجور

 
 
طالب آملی

ما را کشد بسوی تو شوق بلند ما

هر موی تازیانه شود برسمند ما

در آب و خاک ما شرر اضطراب نیست

ماند چو خال بر رخ آتش سپند ما

هیچیم و هیچ را نخرد هیچکس به هیچ

[...]

صائب

چون نی ز ناله نیست تهی بندبند ما

آه ار نفس زیاده کشد دردمند ما

چون صبحدم به خون شفق غوطه ها زدیم

هر چند بود یک دو نفس نوشخند ما

در بوته ای که سنگ در او آب می شود

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از صائب
اسیر شهرستانی

رام اطاعتیم و کشاکش کمند ما

صید دلیم و گردن تسلیم بند ما

شکر فروش خنده او زهر چشم او

تلخی فزای گریه ما زهرخند ما

گلدسته بند شعله دیدار گشته ایم

[...]

فروغی بسطامی

آمد به جلوه شاهد بالا بلند ما

آماده شد بلای دل دردمند ما

ما مهر از آن پسر سر مویی نمی‌بریم

برند اگر به خنجر کین بندبند ما

تا چشم خود به دورهٔ ساقی گشاده‌ایم

[...]

صفای اصفهانی

عشق رخت براه حقیقت سمند ما

خاک درت دوای دل دردمند ما

سودائیان عشق توایم و در آتشیم

در سوز دائمیم و نباشد گزند ما

آمد به دست کوته ما تاب زلف دوست

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه