گنجور

غزل شمارهٔ ۹۰۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

زهی ز عارض گلرنگ، خونی می ناب

عرق به روی تو جام شراب در مهتاب

به پای آبله ریز آنقدر ترا جستم

که غوطه زد به گهر رشته های موج سراب

خرد به زور می ناب برنمی آید

مرو به کشتی کاغذ دلیر بر سر آب

هوای خانه به ویرانیش کمر بندد

کسی که خانه ز دریا جدا کند چو حباب

چه کم ز ریزش خوناب دل شود تب عشق؟

چه آب بر دل آتش زند سرشک کباب؟

کتاب جوهر شمشیر عشق را صائب

ز خون خضر و مسیحاست سرخی سر باب

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام