گنجور

غزل شمارهٔ ۶۴۶۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

می خورد خون فراغت تشنه آزار تو

دست از دست مسیحا می کشد بیمار تو

نیم جانی داشتم نزدیک لب آورده ام

بر سر حرف است اگر شیرینی گفتار تو

بر سر اقبال با هم گفتگوها کرده اند

سایه بال هما با طره دستار تو

سرو می ترسم که بال قمریان را بشکند

سخت می پیچد به خود از غیرت رفتار تو

صائب این طرز سخن را از کجا آورده ای؟

خنده بر گل می زند رنگینی اشعار تو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام