گنجور

غزل شمارهٔ ۵۸۹۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

افزود گرانباری غفلت ز شتابم

شد آبله پای طلب پرده خوابم

آن سوخته جانم که به هر سوی دواند

مانند سگ هرزه مرس موج سرابم

خونابه اشک است مرا باده گلرنگ

هر چند جهان مست شد از بوی کبابم

در مشرب من تلخ می آب حیات است

از چشمه کوثر نتوان راند به آبم

افسوس بودحاصل تخمی که مرا هست

در شوره زمین صرف شود اشک سحابم

نومید نیم از کرم پیر خرابات

در بحر شکسته است سبو همچو حبابم

چون صبح شمرده است نفس در جگر من

نقدست ز روشن گهری روز حسابم

طول املم بسته به زنجیر اقامت

هر چند چو اوراق خزان پا به رکابم

صائب دگر از هوش و خرد طرف نبندد

هر کس دهنی تلخ کند از می نابم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام