گنجور

 
صائب

می‌کشد عزت طلب خواری ز دوران بیشتر

هست یوسف را خطر از چاه و زندان بیشتر

از بخیلان خط آزادی مرا برگردن است

چون نگویم شکرِ این قوم از کریمان بیشتر؟

از وفور زر تهیدستان قسمت را چه سود؟

خشک گردد درمیان بحر، مرجان بیشتر

سگ ز صاحب روی‌گردان می‌شود چون سیر شد

نفس باشد در تهیدستی به فرمان بیشتر

دولت از دست دعا دارد حصار عافیت

خوابگاه شیر باشد در نیستان بیشتر

زشت را آیینهٔ تاریک باشد پرده‌پوش

می‌نماید روی دل‌گردون به نادان بیشتر

آب در ظرف سفالین خوشترست از جام زر

می‌برند از عمر لذت خاکساران بیشتر

می‌رسد آزار سگ‌سیرت به درویشان فزون

خرقه را از بخیه باشد زخم دندان بیشتر

همت از تیغ زبان شکر خجلت می‌کشد

در زمین شور بارد ابر احسان بیشتر

حیرت هرکس درین عالم به قدر بینش است

هرکه بیناتر درین هنگامه، حیران بیشتر

رتبهٔ بسط است بیش از قبض پیش عارفان

فیض در سی‌پاره می‌باشد ز قرآن بیشتر

هرکه را آیینه تارست صائب در بغل

می‌کشد خاطر به گلخن از گلستان بیشتر

 
 
نسک‌بان: جستجو در متن سی‌هزار کتاب فارسی
صائب

شورش دیوانه گردد از بیابان بیشتر

می شود وحشت فزون چون گشت میدان بیشتر

نیست ممکن دل شود ساکن زدست رعشه دار

وحشت مجنون شد از وحشی غزالان بیشتر

شوخ چشمی دربساط صنع عین غفلت است

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صائب
واعظ قزوینی

خلق می بینند فیض از تنگدستان بیشتر

روشنایی میدهد شمع پریشان بیشتر

در گرفتن میکند انگشتها هم را مدد

چشم یاری هست یاران ز یاران بیشتر

خار بن در باغ و، گل هر سو پریشان میدود

[...]

نورس دماوندی

بوسه بار از خط شود آن لعل خندان بیشتر

هست با ابری که دارد برق باران بیشتر

نکهت گل از سبک روحی جدا گردد ز برگ

هست بر دوش گران جان بار سامان بیشتر

زخم تیغش روزی تن از دل افزونتر شود

[...]

صابر همدانی

هرچه می‌گردد سر زلف تو لرزان بیشتر

می‌شود جمعیت دل‌ها پریشان بیشتر

شب به یاد طره‌ات با دل کشاکش داشتم

زین کشاکش، دل پریشان شد، من از آن بیشتر

از دو زلفت تیره‌روزی شد نصیب اهل دل

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه