گنجور

غزل شمارهٔ ۴۲۶۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از نور وحدت آن که دلش بهره ور شود

کی از هجوم ذره پریشان نظر شود

جایی که هفت پرده حجاب نظر نشد

کی آسمان حجاب دل دیده ور شود

رنگش ز آفتاب قیامت نمی پرد

رخسار هر که لعل به خون جگر شود

ته جرعه ای ز جسم گرانجان او بجاست

آن را که از محیط کف پای تر شود

طالع نگر که دیده من در حریم وصل

از شرم عشق حلقه بیرون در شود

هر خار بی گلی گل بی خار می شود

در راه سالکی که ز خود بیخبرشود

هر برگ سبز دامن پر سنگ می شود

روزی که نخل طالع ما بارور شود

چندان که خط زیاده دهد گوشمال حسن

صائب امیدواری من بیشتر شود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام