گنجور

غزل شمارهٔ ۴۱۱۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آیینه ام ز روشنی آزار می کشد

خاطر به سیر سبزه زنگار می کشد

با زاهدان خشک مگو حرف حق بلند

منصور را ببین که چه از دار می کشد

این بوستان کیست که مژگان آفتاب

چون خار گردن از سر دیوار می کشد

درمانده ملایمت من شده است خصم

اینجا ز موم نشتر آزار می کشد

خواهد به ابر پنبه زدن برق داغ من

این گل سری به گوشه دستارمی کشد

آن زلف مشکبار که یادش بخیر باد

یارب چه دور ازان گل رخسارمی کشد

از چشمه سار آبله ام آب می خورد

خاری که نیشتر از دهن مار می کشد

ای دوست غافلی که درین یک دو روزه هجر

صائب چها ز چرخ ستمکار می کشد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام