گنجور

غزل شمارهٔ ۳۸۵۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

خوش است حس که در پرده حیا باشد

که بدنماست پریزاد خودنماباشد

برهنگی نشود پرده شرافت ذات

چه نقص دارد اگر کعبه بی قبا باشد

کلید صد در بسته است جنبش نفسش

لبی که خامش از اظهار مدعا باشد

مروت است که در عهد آن لب میگون

فضای سینه من دشت کربلا باشد

ازان فقیر تمنای مومیایی کن

که خود شکسته تر از نقش بوریا باشد

زسایلان در مسجد نمی شود خالی

در کریم محال است بی گدا باشد

کدورت است زگردون نصیب زنده دلان

که رزق شمع همین گردازآسیا باشد

در بهشت نبندندبر رخش صائب

مرا کسی که به میخانه رهنما باشد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام