خوشا کسی که دل خود به چشم مست تو داد
ز سر گذشت و به دنبال این بلا افتاد
تو تا شکفته شدی گل به خویشتن بالید
تو تا بلند شدی قد کشید نخل مراد
چگونه دل به دو زلف معنبرش ندهم؟
نمی توان به دو عالم به یک طرف افتاد
چنین که رحمت او بی دریغ می بخشد
چرا خموش نباشد زبان استعداد؟
رود ز پنجه جوهر کنون چو موم برون
دلی که بود به سختی چو بیضه فولاد
قضا چو دست برآورد ناله بی اثرست
سپند از آتش سوزان نجست از فریاد
درست چون نگذارند خشت اول را
اگر به چرخ رسد کج بود همان بنیاد
هنوز از جگر چاک بیستون صائب
به گوش می رسد آواز تیشه فرهاد
جواب آن غزل مولوی است این صائب
که بحر لطف بجوشید و بندها بگشاد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و مهر اشاره میکند و از کسی سخن میگوید که دل خود را به زیبایی محبوب سپرده است. او به زیبایی و عظمت محبوب پرداخته و میگوید که عشق و محبت به او بر دیگر امور اولویت دارند. شاعر همچنین اشاره میکند که وجود محبوب مانند نخل بلند، سرشار از رحمت و لطف است و هیچ چیز نمیتواند مانع از ابراز عشق و استعداد شود. او به ناامیدی در برابر تقدیر اشاره کرده و بیان میکند که اگر پایهگذاری صحیحی وجود نداشته باشد، بنیان هر چیزی کج خواهد بود. در نهایت، شعر به غزل معروف مولوی و عشق عمیق و لطیف اشاره دارد.
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که دل خود را در اختیار چشم جذاب تو قرار داده و از همه چیز گذشت و به دنبال این عشق و دردسر رفت.
هوش مصنوعی: تو هنگامی که به شکوفایی رسیدی، به خود افتخار کردی و وقتی که رشد کردی، مانند نخل بلند و استوار گردیدی.
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم دل را به دو زلف جذاب او نسپارم؟ نمیشود که به همزمان به دو دنیا توجه کرد و در یکی غرق شد.
هوش مصنوعی: چرا وقتی رحمت الهی بدون هیچ دریغی به ما میرسد، زبان ما نباید در بیان این نعمتها سکوت کند؟
هوش مصنوعی: رود به آرامی و نرمی به مانند موم جاری است، در حالی که دلی که در گذشته به شدت و سختی مانند فولاد بود، اکنون نرم و قابل تغییر شده است.
هوش مصنوعی: وقتی سرنوشت پیشآمدی را رقم بزند، هر نوع فریاد و شکایت بیفایده است. مانند این است که یک سپند (گیاه مقدس) از آتش سوزان نتواند خود را نجات دهد، حتی با صدای بلند و ناله.
هوش مصنوعی: اگر در ابتدای کار، اصول و پایهها به درستی و به روش صحیحی بنا نشوند، در ادامه همواره با مشکلات و انحرافاتی روبرو خواهیم بود که باعث میشود نتیجه کار به درستی به دست نیاید.
هوش مصنوعی: صدای تیشه فرهاد هنوز از دل سنگهای بیستون به گوش میرسد، گویی که زخمهای دلش هنوز تازه است.
هوش مصنوعی: جواب این شعر مولوی، از این شاعر نشان میدهد که دریای مهربانی و رحمت به جوش آمده و همه موانع و بندها را که دست و پاگیر بودند، کنار زده و آزاد کرده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جهان به کام خداوند باد و دیر زیاد
برو به هیچ حوادث زمانه دست مداد
درست و راست کناد این مثل خدای ورا
اگر ببست یکی در، هزار در بگشاد
خدای عرش جهان را چنین نهاد نهاد
[...]
خدای عرش جهان را چنین نهاد نهاد
که گاه مردم ازو شادمان و گه ناشاد
مباش غمگین یک لفظ یاد گیر لطیف
شگفت و کوته ، لیکن قوی و با بنیاد
یمین دولت شاه زمانه با دل شاد
بفال نیک کنون سوی خانه روی نهاد
بتان شکسته و بتخانه ها فکنده ز پای
حصارهای قوی بر گشاده لاد از لاد
هزار بتکده کنده قوی تر از هرمان
[...]
همی ستیزه برد زلف یار با شمشاد
شگفت نیست گر از وی همیشه باشم شاد
گهی بپیچد و بستر بسیجد از دیبا
گهی بتازد و زنجیر سازد از شمشاد
ز قیر بر گل خندان هزار سلسله بست
[...]
دگر نخواهم گفتن همی ثنا و غزل
که رفت یکسره بازار و قیمت سرواد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.