گنجور

غزل شمارهٔ ۳۴۹۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بال پرواز خود آن مردم غافل بستند

که به زنار علایق کمر دل بستند

جلوه موج سراب است جهان در نظرش

چشم حق بین کسی را که ز باطل بستند

در جنت نگشایند به رویش فردا

بر رخ هرکه درین نشأه در دل بستند

شکوه اهل دل از عشق ندارد انجام

چون ننالد جرسی را که به محمل بستند؟

نشود پنجه تدبیر عنانگیر قضا

خار و خس کی ره امواج به ساحل بستند؟

رو مگردان ز دم تیغ که بسمل شدگان

دام از دیده خود در ره قاتل بستند

زود باشد که گشایند دهن را به سؤال

صائب آنان که در فیض به سایل بستند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام