گنجور

غزل شمارهٔ ۲۷۲۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

یک دل روشن نگهبان جهانی می شود

عصمت یوسف حصار کاروانی می شود

قطره تا دارد نظر بر خویش گرداب فناست

از خودی چون رست بحر بیکرانی می شود

نفس ظالم می شود مظلوم در پیرانه سر

گرگ چون گردید بی دندان، شبانی می شود

هر که را بینم سری دارد به پای یار خویش

از برای تیر آه من کمانی می شود

شبنمی سیراب می سازد گل نم دیده را

بوی می صائب مرا رطل گرانی می شود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام