گنجور

غزل شمارهٔ ۲۴۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

می نماید پایکوبان دار را منصور ما

تاک را آتش عنان سازد می پر زور را

هر سبکدستی نیارد نغمه از ما واکشید

ناخن شیرست مضراب رگ طنبور ما

کی حصاری می تواند ساخت طوفان را تنور؟

نیست ممکن خم برآید با می پر زور ما

زخم ما را هر شکرخندی نمی آرد به شور

بر نمکدان قیامت می زند ناسور ما

گردن بیهوده ای از دور مینا می کشد

گوش ماهی می شمارد بحر را مخمور ما!

گر چه پیریم، از جوانان جهان خوشدلتریم

خنده ها بر صبح دارد موی چون کافور ما

عقل ناقص پرده ساز و نغمه ما پرده سوز

دست کوته دار ای ماه از شب دیجور ما

کوه را از کبک می سازد سبکرفتارتر

چون به صحرا رو نهد دیوانه پر شور ما

دل چو روشن شد، چراغ عاریت در کار نیست

صافی شهدست شمع خانه زنبور ما

خاکساری پیش ما از ملک چین بالاترست

آب از ظرف سفالین می خورد فغفور ما

سخت جانی هاست دامنگیر، ورنه هر شرار

جلوه برق تجلی می کند در طور ما

رتبه افکار ما صائب بلند افتاده است

کی رسد هر کوته اندیشی به فکر دور ما؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

نفیس نوشته:

بیت اول مصرع دوم «را» به گمانم « ما» باشد!!! ؟؟؟؟؟
تاک را آتش عنان سازد می پر زور ما
؟؟؟؟ کدام صحیح است؟؟؟

محسن شفیعی نوشته:

در آخر مصراع دوم را باید ما باشد
لطفا تصحیح کنید

کانال رسمی گنجور در تلگرام