گنجور

غزل شمارهٔ ۲۱۳۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

پیراهن گل چاک ز بیداد نسیم است

از خنده بی وقت دل پسته دو نیم است

کامل هنران در وطن خویش غریبند

در پشت صدف گوهر شهوار یتیم است

نتوان به کرم بنده خود کرد جهان را

اینجاست که هر کس که بخیل است کریم است

در کوچ بود عشرت ایام بهاران

شبنم اثر آبله پای نسیم است

راضی به قضا باش که در خاطر خرسند

چندان که نظر کار کند ناز و نعیم است

در بادیه ها درد به درمان نتوان یافت

بیماری هر شهر به مقدار حکیم است

در دیده روشن گهران هر ورق گل

از نور تجلی ید بیضای کلیم است

در نقطه موهوم هویداست به تفصیل

هر نقش که در دایره عرش عظیم است

(هر نقش امیدی که به آن شاد شود دل

در پشت سراپرده زنبوری بیم است)

صائب به گناه دو جهان از کرم او

نومید نگردی، که خداوند کریم است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام