گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » گزیده اشعار » غزلیات
 

زهی رویت بهار زندگانی

به لعلت زنده، نام بی‌نشانی

دو روزی شوق اگر از پا نشیند

شود ارزان متاع سرگرانی

بدآموز هوس عاشق نگردد

نمی‌آید ز گلچین باغبانی

تجلی سنگ را نومید نگذاشت

مترس از دور باش لن‌ترانی

شراب کهنه و یار کهن را

غنیمت دان چو ایام جوانی

اگر عاشق نمی‌بودیم صائب

چه می‌کردیم با این زندگانی؟

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعلین فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام