گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات
 

یک روز گل از یاسمن صبح نچیدی

پستان سحر خشک شد از بس نمکیدی

تبخال زد از آه جگر سوز لب صبح

وز دل تو ستمگر دم سردی نکشیدی

صد بار فلک پیرهن خویش قبا کرد

یک بار تو بیدرد گریبان ندریدی

چون بلبل تصویر به یک شاخ نشستی

ز افسردگی از شاخ به شاخی نپریدی

یک صبحدم از دیده سرشکی نفشاندی

از برگ گل خویش گلابی نکشیدی

گردید ز دندان تو دندانه لب جام

یک بار لب خود ز ندامت نگزیدی

ایام خزان چون شوی ای دانه برومند؟

از خاک چو در فصل بهاران ندمیدی

گردید ز دندان تو دندانه لب جام

یک بار لب خود به ندامت نگزیدی

از شوق شکر، مور برآورد پر و بال

صائب تو درین عالم خاکی چه خزیدی؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حمید قاسمی برقی نوشته:

در مصرع اول از بیت نخست کلمه صبح ، جا افتاده است . شکل صحیح چنین است :
یک روز گل از یاسمن صبح نچیدی
پستان سحر خشک شد از بس نمکیدی

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

حمید قاسمی برقی نوشته:

یک بیت دیگر مربوط به همین غزل در بسیاری از نسخ چاپی مشاهده میشود ولی ظاهرا در این متن جای نگرفته است :
گردید ز دندان تو دندانه لب جام
یک بار لب خود به ندامت نگزیدی

پاسخ: با تشکر، جای بیت را مشخص نکرده‌اید، پیش از بیت آخر اضافه شد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام