گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
سعدی

داد طرب از عمر بده تا برود

تا ماه برآید و ثریا برود

ور خواب گران شود بخسبیم به صبح

چندانکه نماز چاشت از ما برود

نظیری نیشابوری

گر دل به فریب نفست از پا برود

مگذار که نیم گام از جا برود

با مسکنت تو گر نمی سازد نفس

پیش قدمش کفش بنه تا برود

فرخی یزدی

هر جا سخن از سیم و زر ناب رود

کی لرد طلا پرست در خواب رود

ایکاش که این جزیره آتش خیز

خاکش ز نزول باد در آب رود

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه