گنجور

 
سعدی

مرا از بهر دیناری ثنا گفت

که بختت با سعادت مقترن باد

چو دینارش ندادم لعنتم کرد

که شرم از روی مردانت چو زن باد

بیا تا هر دو با هم هیچ گیریم

دعا و لعنتش بر خویشتن باد

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
قائم مقام فراهانی

حسودش دل غمین خونین کفن باد

به عالم خوار در هر انجمن باد

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از قائم مقام فراهانی
رهی معیری

نه تنها نامراد آن دل‌شکن باد

که نفرین خدا بر هرچه زن باد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه