گنجور

حکایت شمارهٔ ۹

 
سعدی
سعدی » گلستان » باب چهارم در فواید خاموشی
 

در عقد بیع سرایی متردّد بودم، جهودی گفت آخر من از کدخدایان این محلتم وصف این خانه چنان که هست از من پرس، بخر که هیچ عیبی ندارد. گفتم به جز آن که تو همسایه منی

خانه ام را که چون تو همسایه است

ده درم سیم بد عیار ارزد

لکن امیدوار باید بود

که پس از مرگ تو هزار ارزد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌نبشه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

فرزاد اسماعیل زاده نوشته:

این حکایت نشان دهنده تَعَصب شدید مَذهبی سَعدی است. ( سَعدی سُنی مَذهب بوده است)

رضا نوشته:

سعدی به پرهیزگاری و اخلاق شهره بود و این حکایت تنها روایتی تاریخ است.

خوب هست که بدور از تعصب به حقایق تاریخی نگریست.

عباس نوشته:

جماعت یهود از قدیم الایام در تمام دنیا مشغول به کار اقتصادی بر مبنای ربا بوده است و در جوامع مسلمان همیشه منفور و به محله های پایین دست طرد میشده اند. این سخن سعدی از تعصب شدید نیست. یک واقعیت محض است. چیزی که اکنون در جوامع مسلمان هم رواج پیدا کرده و قباحت آن از بین رفته است. همسایگی ما با بانکها و آمیختگی زندگی ما با وامهای ربوی بانکی این قبح را از بین برده.

پریشان روزگار نوشته:

عباس آقا
سخنان امروز نتانیاهو را خوانده یا شنیده اید؟
میگوید ایرانیان از ۲۵۰۰ سال پیش در صدداز بین بردن مابوده اند!!
نمک نشناسی را هم اضافه کنید

کانال رسمی گنجور در تلگرام