گنجور

حکایت شمارهٔ ۷

 
سعدی
سعدی » گلستان » باب چهارم در فواید خاموشی
 

یکی را از حکما شنیدم که می‌گفت هرگز کسی به جهل خویش اقرار نکرده است مگر آن کس که چون دیگری در سخن باشد همچنان ناتمام گفته سخن آغاز کند.

سخن را سر است اى خداوند و بن

میاور سخن در میان سخن

خداوند تدبیر و فرهنگ و هوش

نگوید سخن تا نبیند خموش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌نبشه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

خسرو شکیبایی » 40 حکایت از گلستان سعدی » یکی از حکما را شنیدم که می گفت: هرگز کسی به جهل خویش اقرار نکرده است مگر...

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محمد رضا نوشته:

خداوند در مصراع نخست غلط است.
خردمند صحیح است.
مصراع صحیح:
سخن را سر است اى خردمند و بن

حسن نوشته:

با اینکه دوست عزیزمون محمد رضا توضیح دادن ولی شما اصلاح نکردین لطفا اصلاح کنید.

سعید نوشته:

همین یک پند سعدی را بکار ببندیم نیمی از گرفتاریها درست میشود.

شهریار نوشته:

با اینکه ۲ ساله دوستان تذکر دادن ولی هنوز خداوند به خردمند اصلاح نشده است.

یوسف کیوان نوشته:

اخه چرا مصراع اول رو درست نمی کنید من می خواستم برم مسابقات حکایت خوانی میخواستم اینو بخوانم

شمس الحق نوشته:

نظامی تورق میکردم ، به این بیت رسیدم که می فرمود :
چند نویسی قلم آهسته دار
بر تو نویسند زبان بسته دار
با خود گفتم از آن همه نصایح سعدی که دریغا هیچ نیاموختم ، اگر این بیت نظامی را زودتر می دیدم ، ای بسا که بیشتر آن مزخرفات را در گنجور نمی نوشتم .

بابک نوشته:

شمس الحق عزیز،
بیان شما این بیت سعدى را بیادم آورد:
صدف وار باید زبان در کشیدن
که وقتى که حاجت بود در چکانى
چون ترتیب واژگان در خاطرم نبود، سرى به غزل زدم و دیدم که حیف و صد حیف که این غزل کهکشانى و جاودانى شیخ بزرگ در گنجور مهجور مانده…
گفتم شاید بد نباشد که آنرا یادآورى کنم که عزیزانى هم که اصرار بى پایان دارند که شیخ از عشق زمینى گوید از آن آگاه شوند:
http://ganjoor.net/saadi/mavaez/ghazal2/sh62/

شمس الحق نوشته:

بابک گرامی
غزل ناب سعدی را که پیشنهاد فرمودید خواندم و مثل همیشه غرق در لذت شدم ، البته حقیر را هم در خصوص عارف بودن شیخ اجل نظراتیست که بسیار مایلم در آن مورد با حضرتعالی که قطعاً اطلاعات بیشتری دارید ، گفتگو و تبادل نظر کنم ، انشاءالله در فرصتی دیگر ، اما باز هم امشب کار ما با گنجور به حبس و بند و زنجیر !! کشیده است که یکی غزل عطار است و دیگری پاسخ دوستدار عزیز ، از شما چگونه است دوست عزیز ؟!

روفیا نوشته:

درود
البته بنده گمان می کنم اینجا سعدی نه از پرهیز از زیاده گویی می گوید،
که سخن دیگران را قطع کردن و در هیاهو سخن گفتن را از بی خردی می داند.
ضمن اینکه این طوطیان شکر شکن شیرین گفتار خود از همه بیشتر حرف زده اند!
و اصلا چیزی برای دیگران باقی نگذاشته اند!!

بابک نوشته:

شمس الحق گرامى،
آرى امشب کار بنده نیز به حبس موقت کشید، ولى رفع شد..
اطلاعات بیشتر که ندارم، ولى به گمانم همان غزل نیمى از پرسشها را جوابگو باشد و این ابیات پاسخگوى نیم دیگر:
راه دانا دگر و مذهب عاشق دگر است
اى خردمند که عیب من مدهوش کنى
شاهد آنوقت بیاید که تو حاضر باشى
مطرب آنوقت بکوبد که تو خاموش کنى
مرد باید که نظر بر ملخ و مور کند
آن تأمل که تو در زلف و بناگوش کنى
تا تو در بند هوائى در حق نگشاید
سخن آنگاه توان گفت که آن گوش کنى
تا چه شکلى تو در آئینه همان خواهى دید
شاهد آئینهء تست ار نظر هوش کنى
سخن معرفت از حلقه درویشان پرس
سعدیا شاید ازین حلقه که در گوش کنى
اگر این دو نیم برابر یک نشد، امر بفرمایید در حد توان در خدمت خواهم بود…

شمس الحق نوشته:

روفیای گرامی
با احترام نظر حقیر نیز همین است و از زیاده گویی های قبلی پرهیز می کردم .

شمس الحق نوشته:

جناب بابک عزیز البته که اطلاعات حضرتعالی بسیار زیاد است و شکسته نفسی می فرمایید ، در خصوص آن مورد ، آری از حقیر نیز موقت بود و تاکنون حبس دایم ندیده ام . انشاءالله به وقتش مزاحم خواهم شد .

کانال رسمی گنجور در تلگرام