گنجور

حکایت شمارهٔ ۶

 
سعدی
سعدی » گلستان » باب چهارم در فواید خاموشی
 

سحبان وائل را در فصاحت بی نظیر نهاده‌اند به حکم آن که بر سر جمع سالی سخن گفتی لفظی مکرّر نکردی، وگر همان اتفاق افتادی به عبارتی دیگر بگفتی. وز جمله آداب ندماء ملوک یکی این است.

سخن گر چه دلبند و شیرین بود

سزاوار تصدیق و تحسین بود

چو یک بار گفتی مگو باز پس

که حلوا چو یک بار خوردند بس

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌نبشه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

گلستان سعدی نسخهٔ کتابخانهٔ دیجیتال دانشگاه کمبریج » تصویر ۱۵۶ کلیات سعدی نسخهٔ ۱۰۳۴ هجری قمری » تصویر ۱۴۵ کلیات شیخ سعدی علیه الرحمه » تصویر ۹۵ گلستان به خط شکستهٔ خوانا و زیبا تحریر شده در دارالخلافهٔ طهران » تصویر ۷۷ گلستان سعدی به خط میرزا محمد حسین شیرازی سال ۱۲۷۱ هجری قمری » تصویر ۱۷۶ گلستان سعدی به خط کاتب سلطانی میر علی حسینی » تصویر ۱۵۸ گلستان به همراه بوستان در حاشیه » تصویر ۱۴۱ گلستان سعدی خوشنویسی شده و مذهب » تصویر ۱۹۱ گلستان به خط توسط عبداللطیف شروانى سال ۹۷۱ هجری قمری » تصویر ۱۶۷ گلستان با بوستان در حاشیهٔ به خط محمدرضا تبریزی سنهٔ ۹۸۰ هجری قمری » تصویر ۱۹۱ کلیات سعدی مذهب و مصور نسخه‌برداری شده توسط عبدالله بن شیخ مرشد الکاتب در قرن دهم هجری » تصویر ۱۵۱

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

عزیز عزیزی مودب نوشته:

در رابطه با حکایت شماه ۶ از باب چهارم
لازم می نماید که اولاً نثر آن طبق نسخه‌ی چاپ شده‌ی کتاب گلستان باشد دوم اینکه بیت اول از این جکایت از قلم افتاده است.
کامل و درست جکایت چنین است:

سحبان وائل را در فصاحت بی نظیر نهاده‌اند به حکم آن که سالی بر سر جمع سخن گفتی لفظی مکرّر نکردی و اگر همان اتفاق افتادی به عبارتی دیگر بگفتی؛ و از جمله آداب ندمای حضرت پادشاهان یکی این است.

سخن گرچه دلبند و شیرین بود
سزاوارِ تصدیق و تحسین بود
چو یک بار گفتی، مگو باز پس
که حلوا چو یک بار خوردند، بس

👆☹

عزیز عزیزی مودب نوشته:

این حکایت طبق نسخه‌ی چاپ شده‌ی غلامحسین یوسفی چاپ ۱۳۸۱ انتشارات خوارزمی صفحه‌ی ۱۲۹ـ۱۳۰ اصلاح شده است

👆☹

ساغر