گنجور

حکایت شمارهٔ ۸

 
سعدی
سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان
 

هرمز را گفتند وزیران پدر را چه خطا دیدی که بند فرمودی گفت خطایی معلوم نکردم و لیکن دیدم که مهابت من در دل ایشان بی کرانست و بر عهد من اعتماد کلی ندارند ترسیدم از بیم گزند خویش آهنگ هلاک من کنند پس قول حکما را کار بستم که گفته‌اند

از آن کز تو ترسد بترس ای حکیم

وگر با چنو صد بر آیی به جنگ

از آن مار بر پای راعی زند

که ترسد سرش را بکوید به سنگ

نبینی که چون گربه عاجزشود

بر آرد به چنگال چشم پلنگ

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌نبشه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

متین نوشته:

بسیار آموزنده و درست است

اکرم نوشته:

راعی: چراننده گله

امین کیخا نوشته:

راعی البقر می شود کابوی ! به عربی امروز

امین کیخا نوشته:

مهیب عربی است اما نهیب فارسی است

امین کیخا نوشته:

نهب عربی به معنی دزدی است

شکوه نوشته:

درست است ولی بعضی اوقات راعی به معنی والی به کار میروداما در بیشتر موارد همین معنی شبان را دارد برای ماشیه و میدانیم که ماشیه همه چارپایان را شامل میشود از اسب و استرتا گوسفندو شتر

امین کیخا نوشته:

از کوبیدن کوبش را داریم که معنی trauma را میدهد به نقل از رایاتار دکتر عموشاهی .

فرزاد اسماعیل زاده نوشته:

راعی به معنای چوپان، شبان صحیح است. و با بیت مناسبت دارد.

امین کیخا نوشته:

چوپان پیشتر پشوبان بوده است یعنی نگهبان موجودات پشم دار و پیشی هم به فارسی گفتاری یعنی گربه بخاطر پشم داریش می باشد و البته لغت انگلیسی pussy هم به همین دلیل چنین نام گرفته است .

کانال رسمی گنجور در تلگرام