گنجور

حکایت

 
سعدی
سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت
 

مرا در نظامیه ادرار بود

شب و روز تلقین و تکرار بود

مر استاد را گفتم ای پر خرد

فلان یار بر من حسد می‌برد

شنید این سخن پیشوای ادب

به تندی برآشفت و گفت ای عجب!

حسودی پسندت نیامد ز دوست

که معلوم کردت که غیبت نکوست؟

گر او راه دوزخ گرفت از خسی

از این راه دیگر تو در وی رسی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

ادرار = مقرری = بورسیه تحصیلی

نگین نوشته:

سلام به زحمتکشان این سایت من یک پروژه در.مورد این شعر دارم و خواستارم تا معنی ابیات و مصراع های آن را به صورت کامل بگذارید بسیار متشکرم
شعر
مرا در نظامیه ادرار بود. شب و روز تلقین و تکرار بود….

شمس الحق نوشته:

دوست عزیز معنی ابیات و حکایت آسان وروشن است ، ادرار همانست که ناشناس آشنای ما فرمود زیرا سعدی ۱۲ سال درنظامیۀ بغداد درس خوانده وتحصیل کرده است ، مرسوم بود که سالیانه وجهی و مقادیری اقلام دیگرمثل گندم و غیره ازشیراز برایش ارسال میکردند و بهترین معنی ادرار همانست که ناشناس فرمود پس معانی ابیات :
بیت اول / من در نظامیۀ بغداد بورس تحصیلی داشتم و کارم شب و روز درس خواندن و [تلقین یعنی فهماندن] ازبر کردن دروس بود
بیت دوم / به استادم گفتم که ای مرد دانا فلان همکلاسی به من حسادت میکند
بیت سوم / چون استاد ادبیات این شنید عصبانی شد وگفت عجیب است
بیت چهارم / تو که از حسادت دوستت بدت میاید ، چه کسی به تو گفت که غیبت کردن کار خوبیست ؟
بیت پنجم / اگر آن همکلاسی از حقارت و پستی با حسادت کردن راه جهنم در پیش گرفت ، تو نیز از راه دیگری که غیبت کردن است به او خواهی رسید
نتیجه حکایت اینکه حسادت و غیبت هردو گناه است و انسان حسود و غیبت کننده ، هردو به جهنم خواهند رفت
——
مدتیست که از محیط کلاس و دانشگاه به دورم و این کار کوچک حقیر را خوش آمد ، امیدوارم مورد پسند پسند اساتید قرار گیرد .

کینگو نوشته:

ادرار در لغت عرب به معنای فراوان دوشیدن شیر شتر است ولی در اینجا همان معنی بورس میدهد ( برخی گفته اند بورسیه که اشتباه است این دو لغت را نباید به جای هم به کار برد) نظامیه هم نام مدارسی بود که نظام الملک طوسی در چندین شهر ساخته بود که همه آنها را به مناسبت لقب وی نظامیه می گفتند.تلقین به درسی می گفتند که معلم به شاگرد می داد و وقتی شاگرد آن را روان می کرد به آن تکرار می گفتند ….یک جا دوستمان نوشته اند امیدوارم مورد پسند اساتید قرار بگیرد ولی دوست عزیز استاد لغت فارسی است و صحیح نیست اساتید بنویسیم باید استادان یا استادها نوشت.

محمد نوشته:

دوست گرامی شما بر اساس کدام سند و مدرک میگید که شیخ ۱۲سال توی نظامیه تحصیل و تلمذ کرده؟ یه جا خوندم شیخ ۲۳ سالگی رفته نظامیه!! یه جا نوشته شیخ زمانی که ۱۸یا ۱۹سالش بود بر اثر فتنه مغول رفته بغداد و… توی یه پایان نامه ارشد نوشته شیخ به جهت تدریس احیائ علوم ابوحامد عزالی مقرری دریافت میکرده ! توی کتاب حدیث خوش سعدی اثر زرین کوب نوشته مقرری رو از شیراز براش میفرستادن و شیخ به تمرین و تکرار میپرداخته و موجبات حسادت هم حجره ای هاش رو که هم باید کار میکردن و هم درس میخوندن فراهم کرده بوده !!
جناب شمس الحق طوری با یقین گفتین شیخ ۱۲سال توی نظامیه درس خونده شخصا فکر کردم هم حجره ای شیخ بودین!! کوچکترین مقاله درباره شیخ رو خوندم و به چنین موردی یعنی ۱۲سال تحصیل در نظامیه برخورد نکردم اگر منبعی غیر تراوشات ذهنی خودتون دارید بدید تا بخونم چون خیلی برام حائز اهمیت هست.
ممنونم

کانال رسمی گنجور در تلگرام