گنجور

حکایت در این معنی

 
سعدی
سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع
 

یکی قطره باران ز ابری چکید

خجل شد چو پهنای دریا بدید

که جایی که دریاست من کیستم؟

گر او هست حقا که من نیستم

چو خود را به چشم حقارت بدید

صدف در کنارش به جان پرورید

سپهرش به جایی رسانید کار

که شد نامور لؤلؤ شاهوار

بلندی از آن یافت کو پست شد

در نیستی کوفت تا هست شد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

kasra نوشته:

مسرا دوم به جای پهنای ، پنهای نوشته شده است

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

فرشاد نوشته:

سپهر در بند چهارم به معنی روزگار و تقدیر هست.

تاوتک نوشته:

می فرماید قطره باران بدان سبب گران بها و مروارید شد که فروتنی کرد و چون خویشتن را نیست انگاشت عزت یافت .کاش فرا بگیریم

فاطمه نوشته:

زیبا زیبا زیبا

محمد نوشته:

ببخشید من فردا امتحان دارم برای حفظ عر این شعر غزل هست زودتر بگین در ضمن من نسبت به شعر و ادبیات ازلاعات چندانی ندارم

Sajjad نوشته:

وزن شعر ( بر پایه ت و تن) : ت ، ت ، تن ، تن ، تن ، تن ، تن ، تن.

کانال رسمی گنجور در تلگرام