گنجور

گفتار اندر ثمره جوانمردی

 
سعدی
سعدی » بوستان » باب دوم در احسان
 

ببخش ای پسر کآدمی زاده صید

به احسان توان کرد و، وحشی به قید

عدو را به الطاف گردن ببند

که نتوان بریدن به تیغ این کمند

چو دشمن کرم بیند و لطف و جود

نیاید دگر خبث از او در وجود

مکن بد که بد بینی از یار نیک

نیاید ز تخم بدی بار نیک

چو با دوست دشخوار گیری و تنگ

نخواهد که بیند تو را نقش و رنگ

وگر خواجه با دشمنان نیکخوست

بسی بر نیاید که گردند دوست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

رسته نوشته:

موضوع : غلط املایی
بیت ۱

غلط : کدمی
درست : کآدمی
یا
که آدمی

پاسخ: با تشکر، به صورت «کآدمی» تصحیح شد.

bahar نوشته:

سلام جناب جوانمردی وقتتون بخیر، منظور از نیکوخست دربیت آخر چی بوده ؟این کلمه درست نوشته شده؟

bahar نوشته:

اوه عذر میخوام اشتباه نوشتم نیکخوست.سپاس

امین کیخا نوشته:

بهار جان یعنی اگر خواجه با دشمنان خوشخویی پیشه کند رام می شوند و دوستی می اغازند

دژ نوشته:

دش معنی ضد میدهد و مخالف دشخوار میشود مخالف آسان که میشود سخت

گل باقالی نوشته:

کتاب فرهنگ وندها از دکتر ضیاالدین هاجری در خصوص پسوندها و پیشوندها بینظیر است

کانال رسمی گنجور در تلگرام