گنجور

 
ابوالفرج رونی

شاد باش ای پیشکار دین و دولت شاد باش

دایم اندر دین و دولت زفت باش و راد باش

رایت اسلام را همنام گشتی دیرزی

با تک او هم تک بازاد او همزاد باش

ملک را در عدل حاکم عدل را در حق گواه

شاه را در عرض نایب عرض را استاد باش

هر کجا فریاد خیزد مقصد فریاد شو

سایه بر مظلوم گستر آفتاب داد باش

نیکخواهت بی شرر تیغیست او را آب ده

بدسکالت پر ضرر گردی ست او را باد باش

تا جهان بر جای ماند با جهان بر جان مان

تا بزرگی یاد باشد با بزرگی یاد باش

با چنین اقبال خیز و با چنین مسند نشین

زی چنین مجلس گرای و در چنین بنیاد باش

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
سوزنی سمرقندی

ای همه دنیا باقبال تو شادان شاد باش

دین قوی بنیاد شد از تو قوی بنیاد باش

عالم از داد تو آبادان شود باداد باش

عالم آبادان کن و در عالم آباد باش

خلق هست از تو بآزادی ز غم آزاد باش

[...]

نصرالله منشی

هر کجا فریاد خیزد مقصد فریاد باش

سایه بر مظلوم گستر آفتاب داد باش

ناصر بخارایی

ساقیا می ده به رغم مدعی دلشاد باش

بندهٔ عشق بتان شود وز جهان آزاد باش

نشاط اصفهانی

زین گرفتاری چه می‌جویی دلا آزاد باش

زیستی با غم بسی آخر زمانی شاد باش

گر هوای پرفشانی نبودت در سر چه باک

گو چمن دام و جهان یکسر همه صیاد باش

خواه طاعت خواه عصیان فارغ از کاری ممان

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه