در رهگذر باد چراغی که تراست
ترسم که: بمیرد از فراغی که تراست
بوی جگر سوخته عالم بگرفت
گر نشنیدی، زهی دماغی که تراست!
با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکیدرج | ارسال به فیسبوک
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
مجتبی نوشته:
فرهنگ واژگان دهخدا نمیتواند معنی واژگان این شعر را پیدا کند.
عماد نوشته:
به نظر من این رباعی در مورد اجتماعیی یا بهتر بگم شعر اجتماعی سیاسی این نظر منه
بهمن بنی هاشمی نوشته:
در تصحیح استاد سعید نفیسی توضیحی آمده در رابطه با کاربرد واژه ی دماغ در زمان رودکی که به معنای حال و احوال بوده است و کاربرد این واژه به معنای “بینی” که در این رباعی آمده است انتساب این شعر را به رودکی بسیار مشکوک می سازد.
با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکیدرج | ارسال به فیسبوک
حاشیهها
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
مجتبی نوشته:
فرهنگ واژگان دهخدا نمیتواند معنی واژگان این شعر را پیدا کند.
عماد نوشته:
به نظر من این رباعی در مورد اجتماعیی یا بهتر بگم شعر اجتماعی سیاسی این نظر منه
بهمن بنی هاشمی نوشته:
در تصحیح استاد سعید نفیسی توضیحی آمده در رابطه با کاربرد واژه ی دماغ در زمان رودکی که به معنای حال و احوال بوده است و کاربرد این واژه به معنای “بینی” که در این رباعی آمده است انتساب این شعر را به رودکی بسیار مشکوک می سازد.