گنجور

گنجینهٔ دل

 
رهی معیری
رهی معیری » منظومه‌ها
 

چشم فرو بسته اگر وا کنی

در تو بود هر چه تمنا کنی

عافیت از غیر نصیب تو نیست

غیر تو ای خسته طبیب تو نیست

از تو بود راحت بیمار تو

نیست به غیر از تو پرستار تو

همدم خود شو که حبیب خودی

چارهٔ خود کن که طبیب خودی

غیر که غافل ز دل زار توست

بی خبر از مصلحت کار توست

بر حذر از مصلحت اندیش باش

مصلحت اندیش دل خویش باش

چشم بصیرت نگشایی چرا؟

بی خبر از خویش چرایی؟ چرا؟

صید که درمانده ز هر سو شده‌ست

غفلت او دام ره او شده‌ست

تا ره غفلت سپرد پای تو

دام بود جای تو ای وای تو

خواجهٔ مقبل که ز خود غافلی

خواجه نه‌ای بندهٔ نامقبلی

از ره غفلت به گدایی رسی

ور به خود آیی به خدایی رسی

پیر تهی کیسهٔ بی خانه‌ای

داشت مکان در دل ویرانه‌ای

روز به دریوزگی از بخت شوم

شام به ویرانه درون همچو بوم

گنج زری بود در آن خاکدان

چون پری از دیدهٔ مردم نهان

پای گدا بر سر آن گنج بود

لیک ز غفلت به غم و رنج بود

گنج صفت خانه به ویرانه داشت

غافل از آن گنج که در خانه داشت

عاقبت از فاقه و اندوه و رنج

مرد گدا مرد و نهان ماند گنج

ای شده نالان ز غم و رنج خویش

چند نداری خبر از گنج خویش؟

گنج تو باشد دل آگاه تو

گوهر تو اشک سحرگاه تو

مایهٔ امید مدان غیر را

کعبهٔ حاجات مخوان دیر را

غیر ز دلخواه تو آگاه نیست

زآن که دلی را به دلی راه نیست

خواهش مرهم ز دل ریش کن

هر چه طلب می‌کنی از خویش کن

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | منبع اولیه: تبیان | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مهدی مجردزاده نوشته:

باسلام
بعضی اشتباههای تخریری آزارنده اند. در همین منظومه نمونه هایی هست:
ای شده نالان ر غمو رنج خویش
(ای شده نالان ز غم و رنج خویش)
غافل ا آن کنج کهدر خانه داشت
( غافل از آن گنج که در خانه داشت)
زانکه دلی را بدلی راه نیست
( ز آن که دلی را به دلی راه نیست)

👆☹

مهلا نوشته:

من این شعر رو در کتابی دیگر خواندم و فکر میکنم یک قسمت رو شما اشتباه نوشتید

مایه امید مدان غیر را
کعبه حاجات مخوان غیر را

به نظر من غیر درست هست نه دیر چون در بیت بعدی میگه
غیر زدلخواه تو آگاه نیست
زآنکه دلی را به دلی راه نیست

👆☹

احسان نوشته:

در این مصرع
غافل از ان گنج که در خانه داشت
یک فاصله بعد از که حذف شده

👆☹

م.قلمزن نوشته:

غلط اندیشیده اند و
غلط سروده اند و
و برخی از ما نیز به غلط پسندیده ایم و
به غلط آنرا ترویج کرده ایم و میکنیم!!….
و صحیح این است که درست بیندیشیم و
درست بِسُرائیم و نهایتا مطلب درست را نشر دهیم:
گر “بخود آئی”
به “خدا” می‌رسی.
وَ مَن عَرَفَه نَفسَه
فَقَد عَرفه رَبَه
والسلام

👆☹

سید محسن نوشته:

درود بر ادیبان عزیز–آقای مجرد زاده عزیز بعضی اشتباههای تحریری آزارندهاند—–درست است
آقای م.قلمزن—بدون هیچ نشانی حرفهائی فرموده ایی طرف فرمایش شما چه کس و یا کسانی هستند—مگر اینجا منبر است که فکر کنید چون عربی میگوئید پس دیگر نیازی به اثبات نیست..این کلمات عربی روایت و حدیث نیست حتی اگر هم بگویند هست جعلی است

👆☹

دریای سخن