گنجور

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
سنایی

چون آمد شد بریدم از کوی تو من

دانم نرهم ز گفت بد گوی تو من

بر خیره چر آنگ ه کنم سوی تو من

بر عشق تو عاشقم نه بر روی تو من

عین‌القضات همدانی

یک روز گذر کردم در کوی تو من

ناگاه شدم شیفتۀ روی تو من

بنواز مرا که از پی بوی تومن

ماندم شب و روز در تکاپوی تو من

سید حسن غزنوی

آن رفت که کردمی نگه سوی تو من

خوشدل شدمی بدیدن روی تو من

رو رو که چو آگه شوم از خوی تو من

گر مشک شوی هم نکنم بوی تو من

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه