والا نصیر ملت و دین میرزا نصیر
ای از جبین سترده همی نقش گردپا
زین پیش در رهی که گهی پا گذاشتی
صرصر به سرعتش نرسیدی به گردپا
برخاستن کنون نتوانم ز جا ز ضعف
دستم به قوت ار نشود پای مرد پا
پائی به پیش می نهم و پائی از عقب
جنگ و گریز می کنم اندر نبرد پا
گامی به کام دل نزنم بعد ازین چنین
ماند گرم زره فرس رهنورد پا
لطفی نما و باز رهانم ز دست درد
زین بیش دردسر ندهم تا ز درد پا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره حال و وضعیت میرزا نصیر است که به عنوان نصیر ملت و دین توصیف میشود. او از ضعف و ناتوانی خود در برآمدن از جای خود سخن میگوید و احساس میکند که دیگر نمیتواند به جلو برود. در راهی که پیش رو دارد، با مشکلات و چالشهایی مواجه است که او را محدود کردهاند. نصیر از درد و رنج خود میگوید و درخواست کمک و رهایی از این دردها را دارد. در نهایت، او آرزو میکند که دیگر با این مسائل دست و پنجه نرم نکند و از بار دردها آزاد شود.
هوش مصنوعی: میرزا نصیر، یاور بزرگ ملت و دین است و از چهرهاش میتوان فهمید که نقشی از بزرگی و افتخار در تاریخ دارد.
هوش مصنوعی: قبل از این، در مسیری که گاهی قدم گذاشتی، به خاطر باد تند و سرعتش نتوانستی به کسی که در آن مسیر حرکت کرده برسید.
هوش مصنوعی: الان نمیتوانم از جایی برخیزم، چون به خاطر ضعف جسمیام قادر نیستم با قدرت پاهایم حرکت کنم.
هوش مصنوعی: من در جلو با قدمی پیش میروم و در عقب هم قدمی برمیدارم. در این نبرد، در حال مبارزه و فرار هستم.
هوش مصنوعی: بعد از این، هیچ گام دلخواهی برنمیدارم، زیرا این را میدانم که پا برهنه و در پوست زرهای همچون سوارکار، نمیتوانم به راحتی حرکت کنم.
هوش مصنوعی: لطف کن و دوباره مرا از این درد نجات بده. دیگر نمیخواهم از این دردهای بیشتر رنج ببرم، زیرا که درد پا هم برایم کافی است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.