جفاکاری تو یارا جز جفاکاری چه میدانی؟
طریق یاری، آیین وفاداری چه میدانی؟
به یاری دل ندادی هرگز از نامهربانیها
طریق مهربانی شیوهٔ یاری چه میدانی؟
نه در قیدی اسیری و نه در دامی گرفتاری
غم و درد اسیری و گرفتاری چه میدانی؟
ز کس نام وفا ای بیوفا هرگز چو نشنیدی
چه میدانی وفاداری؟ وفاداری چه میدانی؟
من از درد تو رنجورم، من از داغ تو بیمارم
تو رنجوری چه میفهمی؟ تو بیماری چه میدانی؟
به مهد ناز شبها کاینچنین آسوده در خوابی
بلا و محنت شبها و بیداری چه میدانی؟
رفیق از جور جانان گر به زاری میسپاری جان
ز جانان دوری از دلدار بیزاری چه میدانی؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی تجربهی تلخ یک رابطهی عاشقانه است. شاعر به یاد میآورد که معشوق همان فرد بیمهری است که در گذشته بوده و او را آزمایش کرده است. شاعر احساس درد و سوختگی در دل دارد و از وفا و جفای معشوق سخن میگوید. او به تناقضات این رابطه اشاره میکند، با اینکه معشوق شوخ و شیرین زبان بوده، اما اکنون به دلیل جفای او دچار غم و شکستگی شده است. در نهایت، شاعر به حالت ناتوانی و دلشکستگی خود اشاره میکند و جفا و وفا را در این رابطه به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: دوست عزیز، آیا جز سختیهای تو، چیزی از وفا و یاری واقعی میدانی؟ در حقیقت، نحوهی یاری و وفاداری چه معنا و مفهومی برای تو دارد؟
هوش مصنوعی: تو هیچگاه به دل کمک نکردی و همیشه با بیرحمی برخورد کردی، پس چگونه میتوانی از شیوههای مهربانی و یاری دادن سخن بگویی؟
هوش مصنوعی: نه در محدودیتی هستی و نه در تلهای درگیر. اما از غم و درد وابستگی و گرفتاری چه میدانی؟
هوش مصنوعی: تو که هیچوقت نام وفا را از کسی نشنیدهای، چگونه میتوانی بفهمی وفاداری چیست؟ وفاداری برای تو چه مفهومی دارد؟
هوش مصنوعی: من از درد و رنجی که ناشی از توست به شدت ناراحتم و از شدت داغ و غمی که به دوش دارم بیمار شدهام. اما تو که خود رنجوری و دردی را تجربه میکنی، آیا واقعا میتوانی درک کنی که من چه احساسی دارم؟ تو که خودت بیمار هستی، چه میدانی از حال من؟
هوش مصنوعی: در آغوش خوابهای شیرین، تو چقدر بیخبر هستی از دردها و رنجهایی که در شبها به سراغ ما میآید و از بیداری و آگاه بودن چه میدانی؟
هوش مصنوعی: اگر دوستت از ظلم معشوق غمگین و نالان باشد، بدان که دوری از محبوب چه دردناک است. تو چه میدانی از این رنج و جدایی؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تو در خواب خوشی، احوال بیماران چه میدانی؟
تو در آسایشی، تیمار بیماری چه میدانی؟
نداری جز دل آزاری و ناز و دلبری کاری
تو غمخواری و دلجویی و دلداری چه میدانی؟
تو چون یک شب به سودای سر زلف پریشانش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.