دلم با ناتوانی پاس چشم یار هم دارد
چو بیماری که دارد بیم جان بیمار هم دارد
ندارم زهره تا گویم بکش یکبار [و] فارغ کن
وگرنه قاتل من رحم این مقدار هم دارد
من و جورش که مخصوص منست آن مرحمت ورنه
چه کار آید مرا لطفی که با اغیار هم دارد
اگر بسیار کم دارد وفا یارم بحمدالله
جفائی از وفا به دارد و بسیار هم دارد
مکن از گریه ناصح منع عاشق با دل پرخون
دل پرخون که دارد دیده ی خونبار هم دارد
به محفل بنگرد تا جانب اغیار پی در پی
به هر گاهی نگاهی سوی من ناچار هم دارد
به بالین رفیق از لطف بنشین لحظه ای دیگر
که جانش بر لب است و حسرت دیدار هم دارد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر توصیف احساسات عمیق شاعر نسبت به عشق و زیباییهای الهی است. شاعر از بهرهمندی از محبت و نعمتهای خداوند صحبت میکند و به این نکته اشاره میکند که حتی اگر همه زیباییهای دنیا را داشته باشیم، عشق و هدایت الهی بینظیر است. او همچنین به کیفیت یادگیری از معلمی بزرگ و تأثیر عشق در زندگی اشاره میکند و به مضرات بیخبری از این نعمتها میپردازد. در نهایت، شاعر آرزو دارد که غم و اندوه به دل شاد او نرسد.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر ناتوانیاش مانند بیماری است که همواره نگران جان خود است و در عین حال به یاد محبوبش نیز میتپد.
هوش مصنوعی: من جرات این را ندارم که بگویم مرا بکش، فقط یک بار این کار را بکن و از دست من راحت شو. ولی اگر این کار را نکنی، حتی آنقدر رحم داری که به من رحم کنی.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر این است که محبت و توجهی که شخص مورد نظر به من دارد، مخصوص خود من است و اگر این محبت به دیگران نیز بیفتد، برای من ارزشی نخواهد داشت. به عبارت دیگر، خواسته و نیاز من به نوع خاصی از محبت است که تنها به من تعلق دارد و محبت مشترک با دیگران برای من کافی نیست.
هوش مصنوعی: اگرچه یارم به وفا کم معروف است، اما برعکس، از جفا و بیوفایی هم از خود نشان نمیدهد و در این قضیه بسیار هم به چشم میآید.
هوش مصنوعی: عاشق را از گریه کردن باز مدار، زیرا دلش پر از درد است و اگرچه اشک میریزد، دلش به شدت آسیبدیده است و در این حال، او هم چشمهایی گریان دارد.
هوش مصنوعی: به جمع افراد نگاه کن؛ هر زمان که به سمت دیگران نگاه میکنند، ناگزیر نگاهی هم به من خواهند داشت.
هوش مصنوعی: کنار رفیقت برو و لحظهای در کنارش بمان، چون او در آستانهی جدایی از دنیا قرار دارد و آرزو دارد تو را ببیند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دلم، تاب تغافل، طاقت آزار هم دارد؛
ننالد زیر تیغت، صبر این مقدار هم دارد
ز حرف دوستی افتادم از چشمش، عجب دارم؛
که این رنجش که از من غیر دارد، یار هم دارد!
دل از آه طبیبم شاد شد، کش سوخت بر من دل؛
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.