رٰاهْرِهْ مِنْ دیمِهْ کِهْ پَیْ بِهْ کُویِ یٰارْ کِرْدْ
هِنْدوُ بِهْ خُوشِهْ چیره رَنْگِ عِقٰارْ کِرْدْ
شیرْرِهْ دیمِهْ کِهْ شُبُونِهْ گُو شِکٰارْ کِرْدْ
آهُو دیمِهْ شیرِ دَسْتْ وُ پٰا خُمٰارْ کِرْدْ
تیرْرِهْ دیمِهْ کِهْ سَرْ بِهْ دِهُونِ مٰارْ کِرْدْ
اَژْدِرْ دیمِهْ دَمْ کَشیدِهْ رُو بِهْ لٰارْ کِرْدْ
شیرْ زِلْفِهْ کِهْ کَمْتِرینْرِهْ حٰالْ بِهْ حٰالْ کِرْدْ
آهُو چِشْمِهْ کِهْ وی هَمِهْ جٰا گِذٰارْ کِرْدْ
تیرْ اَنْگُشْتِهْ کِهْ سَرْ بِهْ دِهُونِ مٰارْ کِرْدْ
اَژْدِرْ، گیسوُ کِهْ هَرْ دَمْ گِذِرْ بِهْ لٰارْ کِرْدْ
دَه وُ دِ کیجٰا دیمِهْ یِکْ خُونِهْ کٰارْ کِرْدْ
بٰا بیسْت وُ چِهٰارْ شُوهِرْ اُونْجِهْ مِدٰارْ کِرْدْ
خٌنْثیٰ دیمِهْ کِهْ جَمْعِ کیجٰارِهْ یٰارْ کِرْدْ
بَوِرْدِهْ هَمِهْ بِکْرُو بٰازْ اِبْتِکٰارْ کِرْدْ
دَه وُ دِ دِوٰازْدِهْ مٰاهِهْ کِهْ بِهْ سٰالْ کِرْدْ
اوُنْ بیسْت وُ چِهٰار سٰاعِتِهْ کِهْ مِدٰارْ کِرْدْ
خٌنْثیٰ زِمِسْتوُنِهْ، کُوهِسْتوُنْرِهْ یٰارْ کِرْدْ
بِکْرْ ویهٰارِهْ کِهْ ویٰ عٰالِمْرِهْ نِثٰارْ کِرْدْ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
راه را میدیدم که به کوی یار منتهی میشد / [یارم] هندو [زلف مشکین] را چون پرّ عقار بر چهره فروهشته
شیر را میدیدم که شبانه گاو شکار میکرد / آهو را میدیدم که در زیر دست و پای شیر آرمید
تیر را میدیدم که سر به دهان مار فرو برده / اژدر (اژدها) را میدیدم که دم کشیده رو به سوی دشت لار میکرد
شیر زلف است که این کمترین را دگرگون کرد / آهو چشم است که در همه جا گشت و گذار میکند
تیر، انگشت است که سرش (نوکش) را به دهان مار نهاد / اژدر (اژدها) گیسو است که هر دم به دشت لار (چهره) گذر میکرد
دوازده دختر را میدیدم که در یک خانه کار میکردند / با بیست و چهار شوهر در آنجا میگشتند و مدارا میکردند
ده و دو، دوازده ماه است که یکسال میشود / آن بیست و چهار، ساعت شبانه روز است که بدور مدار میگردد
خنثی (نازا) زمستان است که کوهستان را یار خود کرده / بکّریه موسم بهار است که جهان را شاباش کرده است
هوش مصنوعی: در مسیری که از باران میگذرد و به کوی محبوب میرسد، زیبایی و دلنشینی رنگ بوی عطر را به خوبی نشان میدهد.
هوش مصنوعی: گوزن بیچارهای که شکار شده، حالا در دامی افتاده است که شیر آن را به زمین زده و به شدت زخمش کرده است.
هوش مصنوعی: تیرهایی که به سوی مار پرتاب شد، به سر آن برخورد کرد و آنگاه اژدها دمش را به سمت ابرها کشید.
هوش مصنوعی: شیر زلفی که در کمترین حالت ممکن به آهوی چشمی شباهت دارد، در همه جا حاضر است و تأثیر خود را میگذارد.
هوش مصنوعی: شخصی میگوید که اگر سلاحی مانند تیر در دست داشته باشد و با آن به سر مار آسیب بزند، بیشک قدرت و زیبایی خود را از دست خواهد داد. در اینجا، به بیفایده بودن برخی تلاشها و آسیبرسانی به چیزهای زیبا اشاره شده است.
هوش مصنوعی: در یک خانه، بیست و چهار مرد به کار مشغول بودند.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان حالتی از سرگردانی و فریبخوردگی اشاره دارد. شاعر از وضعیتی صحبت میکند که در آن، افرادی که به دنبال جمعآوری و استحکام روابط هستند، در نتیجه ناپایداری و عدم صداقت دچار سردرگمی و ناامیدی شدهاند. در این وضعیت، دیگران به راحتی تحت سلطه و تأثیر قرار میگیرند و به نوعی به تکرار اشتباهات و انجام کارهای نادرست مجبور میشوند. این احساس عمیق نارضایتی و یأس از چرخهای است که نمیتواند به نقطهای مثبت منتهی شود.
هوش مصنوعی: هر دو دوازده ماه است که به سال میگذرد و او بیست و چهار ساعتی را که بگذرانده، میچرخد.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف حالتی از احساسات و ارتباط با طبیعت میپردازد. در اینجا، شخصی به زیباییهای کوهستان و تأثیر آن بر زندگی و احساساتش اشاره میکند. او به عشق و ارتباط عمیقش با این محیط طبیعی و همچنین به دانش و آگاهیای که از طریق آن به دست آورده، اشاره دارد. به نوعی، این بیانگر اتحاد میان انسان و طبیعت است و اهمیت این ارتباط را به تصویر میکشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.