اَمْروُزْ، خٰارِهْ رُوزِهْ، دُوسْ رُجُوعْ بِهْ مٰا کِرْدْ
هِزٰارْ گِرِهیِ غَمْ بِهْ دِلْ مِهْ وِشٰا کِرْدْ
دُوسْتِ دِتٰا خِشْ دَرْدِ مِرِهْ دِوٰا کِرْدْ
بِلْبِلْ کِهْ تِنِهْ شیرینْ زِبُونْرِهْ وٰا کِرْدْ
سَلُومٌ عَلَیْکْ خَورشیدِ بٰا صِفٰا کِرْدْ
پیشْکِشِ فَقیرْ خُونِهْ وُ جٰا، سِرٰا کِرْدْ
بِسْیٰارْ دیمِهْ کِهْ شِکِسْتِهْرِهْ بِپٰا کِرْدْ
بِسْیٰارْ دیمِهْ کِهْ شِمْشِهیِ لٰامرِهْ وٰ کِرْدْ
بِسْیٰارْ دیِمِهْ کِهْ تِووُنْگَرْرِهْ گِدٰا کِرْدْ
فَلِکْ چکِنِهْ، چَلْ چکِنِهْ، خِدٰا کِرْدْ
اُونْوَخْتْ کِهْ خِدٰا خٰاکِ خَلْقْرِهْ بِنٰا کِرْدْ
مِنِهْوُ تِنِهْ عِشْقْرِهْ اَئی یِکْجٰا کِرْدْ
اُونْکِهْ آسِمُونْرِهْ بیسِتُونْ بِنٰا کِرْدْ
اُونْ کِهْ مُشْتِ خٰاکْ، آدِمْ بِسٰاتِهْ، پٰا کِرْدْ
خِشْ دُوْلِتِهْ وی کِهْ رُوی خُودْ بِهْ مٰا کِرْدْ
مِهْ دُوسْتْ غُنْچِهْ سُونْ، پِسْتِهْ دِهُونرِهْ وٰا کِرْدْ
اُونْ کِهْ سَرْنِوِشْتِ هَمِهْرِهْ یِکْجٰا کِرْدْ
فَلِکْ چکِنِهْ، چَلْ چکِنِهْ، خِدٰا کِرْدْ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
امروز روز خوشی است که دوست به ما روی کرد (روی آورد) / هزار گرهی غم را از دلم گشود.
دوستی که با دو بوسه دردم را دوا کرد / بلبل که زبان شیرین تو را باز کرد (گویا کرد)
بسیار دیدهام که شکسته را برپا کرد (سربلند کرد) / بسیار دیدهام که پیچ و تاب زلف (مسایل) را گشود
سی بار (بسیار) دیدهام که لب شیشه را باز کرد / سی بار (بسیار) دیدهام که افتاده و شکست خورده را سرپا کرد (بلند کرد)
بسیار دیدهام که شکسته را برپا کرد (سربلند کرد) / بسیار دیدهام که پیچ و تاب زلف (مسایل) را گشود
سی بار (بسیار) دیدهام که لب شیشه را باز کرد / سی بار (بسیار) دیدهام که افتاده و شکست خورده را سرپا کرد (بلند کرد)
بسی دیدهام که (خداوند) توانگر را گدا کرد / فلک چه کند، چرخ دوّار چه کند، خدا کرد
در آن هنگام که خداوند گل آدم (بشر) را میسرشت، / عشق من و تو را یک جا سرشت (به هم آمیخت)
آن کس که آسمان را بدون ستون بنا کرد / آن کس که از مشتی خاک، آدمی را آفرید (جهان را) برپا کرد.
دولت خوشبختی و سعادتمندی است که به ما روی کرد / زیرا دوست مانند غنچه، دهان را پستهوار گشوده است
آن کس که سرنوشت همهی بشر را در یک جا قرار داد / فلک چه کند؟ چرخ گردون چه کند؟ خدا کرده است
هوش مصنوعی: امروز، روزی است که برگشتن به دیروز هزاران گره غم را بر دل میزند.
هوش مصنوعی: دوستی که دلش شکسته و در درد و رنج است، مانند بلبل میماند که با زبان شیرینش، از غم و اندوهش سخن میگوید.
هوش مصنوعی: سلام بر تو ای خورشید با صفا، که بخشندهای و از فقر و تهیدستی پناه میگیری.
هوش مصنوعی: بسیاری از چشمهها که خشک شدهاند، دوباره با قدم زدن سرسبز میشوند و بسیاری از چشمهها که نور خورشید را به دوش میکشند.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که احساساتی عمیق در این بیت وجود دارد. فردی با دلنگرانی و تمایل به تغییر در زندگی خود درگیر است. از آنچه که در اطرافش میگذرد، آگاهی یافته و به دنبال راهی برای پیشرفت و تحول میباشد. در نهایت، به قدرتی بالاتر اشاره دارد که میتواند در این مسیر کمک کننده باشد.
هوش مصنوعی: زمانی که خدا خاک انسانها را ایجاد کرد، عشق را نیز در آن قرار داد و همه چیز را در یکجا جمع کرد.
هوش مصنوعی: اگر کسی مانند خاک باشد، یعنی از نظر خاکی و انسانی بیارزش باشد، ولی در عین حال به او مقام و منزلت بدهند، به این معناست که او را از سطح پایین به جایگاه بالاتری میرسانند.
هوش مصنوعی: اگر روزگار بر من مهر و محبتی نشان دهد و دلم به عشق تو پر شود، در آن صورت از هر چیزی که برایم دلچسب باشد، بینیاز میشوم و به زندگی ادامه میدهم.
هوش مصنوعی: آنکه سرنوشت همه را یکجا گرد آورد، به وادی چرخش درآور، چه چرخش و چه تقدیر الهی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.