سیم و زَرْرِهْ وارِنْ به چَلِ چَمُو چُونْ
وَهْمِنْ دستْ درازی هَکِرْدِهْ به ایروُنْ
زرّینْ سپر، دیمه بَزِه تا به سامونْ
چنونکه جوی ویهاره ماهِ تابُونْ
ای رویِ مییونْ چادرْ بزونه ایرونْ
خرگاه بَزِهْ هر گوشه هزارْ دلیروُنْ
ای که اُزبکْ شه تیغْرِهْ درآرِه کٰالُونْ
تا وَهْمنْ نییِهْ، اوُ نَوِرِهْ به تالُونْ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
از چرخ چموش، سیم و زر فرو میریزد / بهمن به کشور ایران دست درازی کرده است
خورشید را دیدم، که تا سامان (مرز ایران) تابیده است / چنانکه جویبار موسم بهار را، ماه تابان بتابد
باز که ازبک تیغ از نیام خویش بدر آورد / تا بهمن، آبرود را به تاراج و یغما نبرد
ازبک تیغ از نیام درمیآورد و اوضاع را پریشان میکند.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به توصیف زیبایی و ظرافت فریبندهای میپردازد که مانند جواهرات درخشان و زرق و برقدار است. او به تصویری اشاره میکند که در ذهنش شکل گرفته و به نظر میرسد که با دستی که دراز کرده، به سمتی روانه شده است. این اشاره به دراز کردن دست نماد تلاش برای دستیابی به زیبایی و فریبندگی است که در نوع خود مسحورکننده است.
هوش مصنوعی: زرهای طلایی به تن کن و خود را آماده کن، همچنان که جویبار در ماه تابستان به شکوفایی و زیبایی میرسد.
هوش مصنوعی: ای چهره زیبا، به جای چادر از پارچهای نرم و لطیف استفاده کن و در این مکان، خوابگاه بساز. در هر گوشه، هزار دلیر شجاع وجود دارد.
هوش مصنوعی: ای کسی که مانند اوزبیکان با شمشیر حملهور هستی، اگر در کار خود جدی نباشی، آن نور در دلت خاموش خواهد شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.