دلْ دارمه یکی، تیر بَخردْ بو هزاره
تن دارمه یکی، دایِم اَندُوهْ بواره
چشْ دارمه یکی وی شو و روز که واره
جان دارمه یکی، کمّه قرْبونِ یاره
هر کَسْ که منه دوستْ ره به کینه داره
اونْ دلْ خرّهْ صَدْ تیر و همیشه ناره
ته واسّرهْ مه چشْ شو و روز که واره
غیر از تو مه دلْ دیگرِ مهْرْ نکاره
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
دلی دارم که هزار تیر به آن خورده است / تنی دارم که همواره اندوهبار است
چشمی دارم که شب و روز اشکبار است / جانی دارم که آنرا فدای یارم میکنم
هر کسْ که به دوست من کینهورزی کند / امیدوارم که آن دل صد تیر بخورد و همواره بنالد
برای وجود تست که چشم من شب و روز اشک میریزد / دلِ من به جز تو، مهر دیگری را در خود نمیکارد (کشت نمیدهد).
هوش مصنوعی: دل من را یک تیر محبت جراحت کرده و در این تن من، همیشه اندوهی وجود دارد.
هوش مصنوعی: من یک چشمان تو را همیشه میبینم و هر روز که میگذرد، جانم را برای تو میدهم و به خاطر تو قربانی میشوم.
هوش مصنوعی: هر کس که به دوستی کینه و دشنی دارد، دلش مانند پرندهای هزار بار تیر خورده است و همیشه در آتش ناراحت است.
هوش مصنوعی: تو همچون آرامشی در دل من هستی و در روزهایی که میگذرد، هیچکس غیر از تو برای من ارزش و محبت ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.