امیر گنه: حَیْرُونمه ته مونگه چیره
به یک دلْ اَندی دَرْدْ دَوُونه، نمیره
اگر که دَنی کَسْ به کَسِ دَرْدْ میرهْ
اسٰا ویسّه که مه خاکْ ره لاله گیرهْ
دوستِ تَشْ عشقْ هَرْدَمْ مه دلْ بئیره
بَسُوجه دلِ من و ریمُونْ نَئیرهْ
دُوسْ ونه منه دلْ ره شه دست بئیره
وی او زَنّهْ مه آتشْ ره که دَمیره
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
امیر میگوید: من از چهرهی ماهوش تو در شگفتم، / به دلی که (در آن) اینهمه درد باشد و نمیرد!
اگر که در دنیاکسی از درد کسی بمیرد / اکنون میبایستی که خاک گور مرا لاله فرا میگرفت
هر دم که آتش عشق دوست در دلم در بگیرد (شعلهور شود) / دل من میسوزد و ترمیم نمیپذیرد
دوست باید دل مرا به دست خود بیاورد / و او بر آتش (درونم) من آب بزند تا خاموش شود
هوش مصنوعی: من گیج و سردرگم هستم، چون دلدارم نگران است و دلم به خاطر دردها و غمها همیشه پریشان است.
هوش مصنوعی: اگر کسی به درد دیگری میرسد، این نشان میدهد که او هم بر روی زمین عمق احساس و محبت دارد.
هوش مصنوعی: دوستِ من همیشه در دلِ من جا دارد و عشق او هرگز خاموش نمیشود. دلِ من و یادِ او همیشه با هم هستند و هیچ چیزی نمیتواند آنها را از هم جدا کند.
هوش مصنوعی: دوست را از دل باز نکن، چون او همواره در پی تو خواهد بود. اما آتش عشق را که در دل داری، به هیچوجه خاموش نکن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.