الف به بالا مُونندِ ته قَتْ (قد) نییه
هارشیینِ تنه چیرهْ مرهْ حَتْ (حد) نییه
ته قَوسْ بَرفهیِ گُوشهْ تفٰاوتْ نییه
زَنّی صَدْ هزارْ تیر وُ مُروَتْ نییه
تو بَدونْ که ته نَویینْ طاقتْ نییه
یکْ لحظهْ مرهْ بی ته اقامتْ نییه
جُو شونه منه دیدهْ کم اَزْ شَتْ (شط) نییه
هَرْ دلْ رهْ عشقِ تیرْ دَرهْ راحتْ نییه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
بالای الف، مانند بالای تو راست و رسا نیست / در دیدن روی تو برایم حدّی متصوّر نیست
گوشههای کمان ابروان تو را تفاوتی نیست / [با آن] به صدهزار تیرم میزنی امّا در تو مروّتی نیست
تو بدان که تاب ندیدن تو را ندارم / یکدم مرا بیتو شکیبایی و آرامی نیست
اشکم چون جویباری روان میشود که کم از شط نیست / هر دل که تیر عشق در آن باشد، آسایش ندارد
هوش مصنوعی: آدمهایی که در قدمت و سن تفاوت زیادی دارند، وقتی میخواهند با هم باشند، نمیتوانند به راحتی در کنار هم قرار بگیرند.
هوش مصنوعی: به انتهای قوس، برف در کنار گوشه، تفاوتی نیست؛ زنی که صد هزار تیر را میزند، مردانگی ندارد.
هوش مصنوعی: تو بدون اینکه به من بگویی، نمیتوانی یک لحظه بدون من تحمل کنی.
هوش مصنوعی: چشمانم به تو خیره است و در کنار این نگاه، خود را از دل عشق دور نمیتوانم کرد. دل عاشق هرگز به آرامش نخواهد رسید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.