امیر گنهْ: کی دَوْسه مَهْ چشِ سو؟
مه رُوشنه گیتی شُوی تارِهْ بی تو
هَمونْ اوّلهْ رُوزْ که بدیمهْ ته رو
ز دَوسّمهْ طمع که تره کَشْ اَئیرُو (هئیرو)
ته چیرهْ رهْ خو بَدیمهْ، مَسّه آهو!
هر روزه ذلیل وُ شُو هلاکمه بی تو
تا ته گلهْ وَلْگْ، بَنْده به ته مشکِ بو
سَحَرْ سامری جا کردهْ یاسمینْرو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
امیر میگوید: چه کسی روشنایی دیدهام را بسته است؟ / روزگار روشنم بی تو چون شب تار است
همان روز نخست که روزی تو را دیدم / آرزو (طمع) کردم که تو را در آغوش بگیرم
چهرهی تو را به خواب دیدم،ای آهوی مست و شنگول! / هر روزه زار و هر شب بی تو هلاکم
تا برگ گل تو به زلف مشکبوی تو بسته است / سحرگاه سامری روی یاسمن تو جای میگزیده است
هوش مصنوعی: ای امیر، کیست که چشمانش به زیبایی من آشنا باشد؟ من مانند نوری هستم که در این جهان تاریک بدون تو، درخشان نمیشود.
هوش مصنوعی: همان اول روزی که تو را دیدم، در دلم عشقی آغاز شد که مثل چمن تازه سبز میشود.
هوش مصنوعی: من بی تو هر روز در ذلت و شکست به سر میبرم، مانند آهویی که در خطر است و نمیتواند از چنگال شکارچیان بگریزد.
هوش مصنوعی: این بیت به تصویری از یک شب آرام و زیبای بهار اشاره دارد که در آن شخص در انتهای باغ نشسته و احساس خوشایندی را توصیف میکند. او در حال استشمام بوی مشک و یاسمن است که یادآور لحظات شیرین صبحگاهی و زیبایی طبیعت میباشد. در این فضا، حس دلنشینی و آرامش بخشی وجود دارد که به خوبی احساسات و زیباییهای زندگی را منتقل میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.