اَمیرْ گِنِهْ مِهْ دَسْتِهْ گِلِ سُورْ آسٰا
یٰارَبْ کِهْ تِنِهْ عِشْقْ بِهْ کَسی نِمٰاسٰا
اُونْ مٰارْ رِهْ کِهْای دُوسْتْ بَئیتیمْ یکی سٰا
چِنُونِهْ کِهْ کُورِ دَسْتْ دَکِتْ بُوعَصٰا
بَوینْ چِتْری بَوِرْدْ میعِشْقْ رِهْ بالٰا
قَسِمْ خِرْنی کِهْ آشْتی نِکِمّهْ اینْ بٰا
مِهْ وَرْ شُویکی سٰال وُ رُوزُهْ چِهٰارْمٰا
شَهْرِ مَرْدِمُونْ کَیْ سَرْ بَوییِّهْ اینْ بٰا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
امیر میگوید:ای دستهی گل سروآسای من / الهی که عشق تو بهسوی کسی نگراید (جذب نشود)
آن زلف ماروش را که ساعتی به دست گرفتمای دوست! / چنان بود که چوبدستی (عصا)، به دست کور افتاده باشد.
ببین که چگونه ارج عشق را به اوج بردهایم / «اما» تو سوگند یاد میکنی که من این بار آشتی نمیکنم
در نزد من هر شب برابر یکسال و روز برابر چهار ماه است / مردانگی در این شهر کی به سر آمد، این بار؟
هوش مصنوعی: این بیت اشاره دارد به اینکه فردی به عشق و علاقهای به کسی فکر میکند و از خداوند میخواهد که این احساسات و عواطف حقیقی را از او بگیرد. او به نوعی ابراز نگرانی میکند که شاید این عشق به او آسیبی برساند.
هوش مصنوعی: دوستی که به او علاقهمند هستی، مانند فردی است که با عصا در دستانش نابینا است.
هوش مصنوعی: این بیت دربارهی عشق و احساسی عمیق صحبت میکند. شاعر از یک خاطره یا لحظهی زیبا و فراموشنشدنی به یاد میآورد که در آن عشقش را ابراز کرده است. او با احساساتی قوی از عشق و همچنین آرزوی آشتی صحبت میکند. شاید او در حال توصیف لحظهای است که دوست دارد دوباره آن را تجربه کند و اطمینان دارد که این عشق همیشه با او خواهد بود.
هوش مصنوعی: در این روزها و شبها، چهاردهم ماه برای مردم، آیا رایحهای از این موهبت وجود دارد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.