|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
سر را شستی و لچک را سست (شل) بستهای / هزار کس از داغ آن لچک شل بسته، فدا شدهاند
امیر میگوید:ای گبرزاده وای که کافر کیشی! کی مرا یاری کردی که اکنون میگویی بس است؟
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که در این عبارت به یک موضوع عاطفی اشاره شده است؛ ممکن است به معنی شگفتی یا تعجب از وضعیتی باشد که در آن کسی برای کسی دیگر، به خاطر احساس و محبتش، خود را فدای او میکند. این احساس عمیق و صداقت در عشق و وفاداری به وضوح بیان شده است. در نهایت، میتوان گفت که وفاداری و عشق به دیگران میتواند انسان را به اوج احساسات و دگرش خلق کند.
هوش مصنوعی: امیر گنه، پرچم را بیفراز! کسی که کافر است، آیا تو مهدی من را یاری نکردی، که گناهکار و بیفروغی؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.