عنایتها توقع دارم از تو
که هم آشفته و هم زارم از تو
عزیزی پیش من چون جان اگر چه
به چشم خلق گیتی خوارم از تو
ز کار من مشو غافل، که عمریست
که من سرگشته و بیکارم از تو
نخواهم گشتن از عشق تو بیزار
بهل، تا میرسد آزارم از تو
طبیب من تویی، مشکل توانم
که درد خویش پنهان دارم از تو
مرا گر باز پرسی جای آنست
که مدتهاست تا بیمارم از تو
اگر در دامن افتد خونم از چشم
و گر در دیده آید خارم از تو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از محبت و شفقتی که از معشوقش انتظار دارد سخن میگوید. او با حالتی آشفته و زار از عشق و وابستگیاش به معشوق، به درد و رنجهایش اشاره میکند. عاشق رغم آزارهایی که از عشق او میبرد، همچنان از آن راضی است و نمیخواهد از عشقش بیزار شود. او خود را بیمار میداند و معشوق را طبیب دل دردهایش مینامد، در حالی که نگران است که کسی از حال او غافل نماند و به مشکلش توجه کند.
هوش مصنوعی: من از تو انتظار توجه و محبت دارم، زیرا که به خاطر تو دچار آشفتگی و اندوه شدهام.
هوش مصنوعی: عزیزی که نزد من مانند جانم ارزشمند است، هرچند در نظر مردم دنیا بیارزش و خوار به شمار میآیم.
هوش مصنوعی: از کارها و وضعیت من غافل نباش، زیرا سالهاست که به خاطر عشق تو سرگشته و بیهدف هستم.
هوش مصنوعی: از عشق تو بیزار نخواهم شد، ولی وقتی که آزارم از تو میرسد، آرامش نیست.
هوش مصنوعی: عشق من تو را به عنوان پزشک خود میشناسم، اما چقدر برای من دشوار است که درد و رنج خود را از تو پنهان کنم.
هوش مصنوعی: اگر دوباره از من سوال کنی که حالا کجا هستم، باید بگویم در جایی هستم که مدت طولانی است به خاطر تو بیمار شدهام.
هوش مصنوعی: اگر خونم از چشمانم بریزد یا اگر در چشمانم خاری از تو پدیدار شود، من مشکلی ندارم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بسی کوشم که دل بردارم از تو
که بس رونق ندارد کارم از تو
چوبی تو زندگانی دارم از تو
چرا خون جگر میبارم از تو
ندارم دل که دل بردارم از تو
اگرچه هست بس آزارم از تو
گل وصلت به دست دیگرانست
نصیب آخر چرا شد خارم از تو
عزیز بس کسی بودم نگارا
[...]
خراب و خسته و بیمارم از تو
دلا خون شو که من بیزارم از تو
ببین چشمم چه گلها میفشاند
ازان خاری که در دل دارم از تو
چه پرسی خانه آبادان چه پرسی
[...]
دلا تا چند در آزارم از تو
گهی نالان، گهی بیمارم از تو
تو فایز در جهان بدنام کردی
برو ای دل که من بیزارم از تو
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.