گنجور

غزل شمارهٔ ۷۴۳

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آن خط عنبرین که چو آبش نبشته‌ای

مشک ختاست، گر چه صوابش نبشته‌ای

هر نامهٔ جمال که در باب حسن تست

زان خط مشک رنگ جوابش نبشته‌ای

از دور چشم بد به رخت نامه‌ای نبشت

بر لب از « ان یکاد» جوابش نبشته‌ای

آورده‌ای به دیدهٔ من خط خون و مست

حکمت روان، اگر چه بر آتش نبشته‌ای

خود نام بوسه نیست درو، آنچه اصل بود

بگذاشتی، مگر بشتابش نبشته‌ای؟

سحرست گرد عارضت آن خط مشکبوی

چون سحر از آن به مشک و گلابش نبشته‌ای

راضی مشو که: بوسه زند هر کسی بر آن

آخر نه از برای ثوابش نبشته‌ای؟

در بست باز خط خوشت خواب اوحدی

گویی مگر ز بستن خوابش نبشته‌ای

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حمیدرضا نوشته:

در بیت چهارم «آتش» در جایگاه قافیه با بقیه‌ی ابیات همخوانی ندارد، شاید «آبش» درست باشد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام