گنجور

غزل شمارهٔ ۶۲۰

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از تو میسر نشد کنار گرفتن

پیش تو داند دلم قرار گرفتن

کعبهٔ من کوی تست و حج دل من

حلقهٔ آن زلف تابدار گرفتن

گر ز دل من به گرد غصه برآری

از تو نخواهد دلم غبار گرفتن

عشق ترا نیک می‌شمردم و بد شد

جهل بود کار عشق خوار گرفتن

دست نگارین مبر به تیغ، که ما خود

دست بشستیم ازین نگار گرفتن

حاصلت از یار چون به جز غم دل نیست

توبه کن، ای اوحدی، ز یار گرفتن

رو به کناری بساز، چون نتوانی

کام دل خویش در کنار گرفتن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام