گنجور

غزل شمارهٔ ۳۶

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای چراغ چشم توفان بار ما

بیش ازین غافل مباش از کار ما

هر زمانی در به روی ما مبند

گر چه کوته دیده‌ای دیوار ما

شکر آن که خواب می‌گیرد به شب

رحمتی بر دیدهٔ بیدار ما

ای که با هر کس چو گل بشکفته‌ای

بیش ازین نتوان نهادن خار ما

کاشکی آن رخ نبودی در نقاب

تا نکردی مدعی انکار ما

با چنان ساعد که بر بازوی اوست

کس نپیچد پنجهٔ عیار ما

خلق عالم گر شوند اغیار و خصم

نیست غم، گر یار باشد یار ما

اوحدی، می‌بوس خاک آستان

کندر آن حضرت نباشد بار ما

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام