گنجور

غزل شمارهٔ ۳۲۱

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ز دور ار ترا ناتوانی ببیند

تنی مرده باشد، که جانی ببیند

کجا گنجد اندر زمین؟ عاشقی کو

رخت را به شادی زمانی ببیند

کسی را رسد لاف گردن کشیدن

که سر بر چنان آستانی ببیند

غریبی که شد شهر بند غم تو

عجب گرد گر خان و مانی ببیند!

دل من سبک چون نگردد ز غیرت؟

که هر دم ترا با گرانی ببیند

سر باغ و بستان نباشد کسی را

که همچون تو سرو روانی ببیند

مران اوحدی را ز پیشت چه باشد؟

که او هم ز وصلت نشانی ببیند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام