گنجور

 
اوحدی

گر به کام دل رسید از یار خود یاری چه شد؟

ور به وصلش شادمان گردید غم‌خواری چه شد؟

عاشقی گر کامیاب آمد ز معشوقی چه گشت؟

بیدلی گر بوسه‌ای بستد ز دلداری چه شد؟

خار غم چون در دل من می‌خلید از دیر باز

این زمانم گر برون آمد گل از خاری چه شد؟

عمر خود در کار او کردم به امید دمی

گر پس از عمری میسر شد مرا کاری چه شد؟

ای رقیب، از عشق او تا کی شوی مانع مرا؟

بار او من می‌برم بر دل، ترا باری چه شد؟

تشنه‌ام، گر خوردم اندر منزلی آبی چه بود؟

کافرم، گر بستم اندر عشق زناری چه شد؟

اوحدی گر ماجرای عشق گوید عیب نیست

بلبلی گر ناله کرد از طرف گلزاری چه شد؟

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
عراقی

گر نظر کردم به روی ماه رخساری چه شد؟

ور شدم مست از شراب عشق یکباری چه شد؟

روی او دیدم سر زلفش چرا آشفته گشت ؟

گر نبیند بلبل شوریده، گلزاری چه شد؟

چشم او با جان من گر گفته رازی، گو، بگوی

[...]

مولانا

گر یکی شاخی شکستم من ز گلزاری چه شد

ور ز سرمستی کشیدم زلف دلداری چه شد

گر بزد ناداشت زخمی از سر مستی چه باک

ور ز طراری ربودم رخت طراری چه شد

ور یکی زنبیل کم شد از همه بغداد چیست

[...]

حکیم نزاری

دوست می دارم فلان را راست است آری چه شد

من شدم دیوانه ی لیلی ترا باری چه شد

من کسی را دوست می دارم که دشمن را مجال

نیست جز جان کندن و ار نیز هست آری چه شد

چون ندارد از من بی من خبر جان رقیب

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از حکیم نزاری
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه