گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
مسعود سعد سلمان

شب زار به جای بستر آتش ریزم

چون خاکستر به روز از آتش خیزم

هر گه که کند عشق تو آتش تیزم

از درد چو شمع بر سر آتش بیزم

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مسعود سعد سلمان
سنایی

در خوابگه از دل شب آتش بیزم

چون خاکستر به روز ز آتش خیزم

هر گه که کند عشق تو آتش تیزم

چون شمع ز درد بر سر آتش ریزم

عین‌القضات همدانی

هم جور کشم بتا و هم بستیزم

با مهر تو مهر دگری نامیزم

جانی دارم که بار عشقت بکشد

تا در سر کارت نکنم نگریزم

سعدالدین وراوینی

با بخت گرفتم که بسی بستیزم

از سایهٔ آفتاب چون بگریزم

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه