اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
»
شمارهٔ ۲۵۶
ای دلبر قصّاب نه سر می دهیَم
نه شاخ امید هیچ بر می دهیَم
ناخورده زگرد رانِ وصل تو هنوز
در هجر چه گردن و جگر می دهیَم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده به معشوق خود میگوید که نه به او سر و نه به او امیدی میدهد و در عین حال، از درد و رنج جداییاش مینالد. او به خاطر عشقش هنوز از لذت وصل فاصله دارد و در غم جدایی، هیچ چیز از خود را نثار نمیکند.
هوش مصنوعی: ای محبوب من، نه از شراب برایت میگویم و نه برایت آرزوی چیزی دارم، فقط به تو توجهی نمیکنم و چیزی از تو نمیطلبم.
هوش مصنوعی: هنوز هم در غم و فراق تو، از درد و رنجی که میکشم به جانم، میگویم که حتی بدون تجربهی وصالت، این همه سختی را تحمل میکنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.